X
تبلیغات
نور خدا - دلبستگی...

نور خدا

..نور او همیشه راهنمای درماندگان و ره گم کردگان است..باید چشم دل را باز کرد تا نور او را دید..

دلبستگی...

جغدی روی كنگره‌های قدیمی دنیا نشسته بود.

زندگی را تماشا می‌كرد. رفتن و رد پای آن را.

و آدم‌هایی را  می‌دید كه به سنگ و ستون،

به در و دیوار دل می‌بندند

. جغد اما می‌دانست كه سنگ‌ها ترك می‌خورند،

ستون‌ها فرو می‌ریزند،

 درهامی‌شكنند و  دیوارها خراب می‌شوند.

او بارها و بارها تاج‌های شكسته، 

 غرورهای تكه پاره شده را لابه‌لای خاكروبه‌های  قصر دنیا دیده بود.

او همیشه آوازهایی درباره دنیا وناپایداری‌اش  می‌خواند؛

و فكر می‌كرد شاید پرده‌های ضخیم دل آدم‌ها،

با ا ین آواز كمی بلرزد.

روزی كبوتری از آن حوالی رد می‌شد،





 آواز جغد را كه شنید، گفت:

« بهتر است سكوت كنی و  آواز نخوانی.

آدم‌ها آوازت را دوست ندارند.غمگینشان می‌كنی.

. می‌گویند بدبینی و بدشگون و جز خبر بد، چیزی نداری.»

 قلب جغد پیرشكست و دیگر آواز نخواند.

 سكوت او آسمان را افسرده كرد. 

  خدای بزرگ به جغد گفت: آواز‌‌خوان كنگره‌های خاكی من!

پس چرا دیگر آواز نمی‌خوانی؟ دل آسمانم گرفته است.

 جغد گفت:  خدایا آدم‌ها مرا و آوازهایم را دوست ندارند.

خدای بزرگ گفت: آوازهای تو بوی دل كندن  می‌دهد

و آدم‌ها عاشق دل بستن‌اند.

دل بستن به هر چیز كوچك و هر چیز بزرگ.

تو مرغ تماشاو اندیشه‌ای! و آن كه می‌بیند و می‌اندیشد،

به هیچ چیز دل نمی‌بندد؛ 

دل نبستن سخت‌ترین و  قشنگ‌ترین كار دنیاست.

اما تو بخوان و همیشه بخوان كه آواز تو حقیقت است

و طعم حقیقت تلخ

 جغد باز هم بر كنگره‌های دنیا می‌خواند.

و آن  كس كه می‌فهمد، می‌داند 

آواز او پیغام حق تعالی است كه می‌گوید: آن چه نپاید،

دلبستگی اش نشاید..

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 18:11  توسط یاسین  |